ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

6

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

به تصوّف بر پاشد و همواره آن را تأييد و تقويت مىكرد . از سوى ديگر اين حركت تند و غلوّ آميز عكس العملى در پى دارد ، و آن اين است كه مردم يكسره از اعتماد به عقل و تفكَّر فلسفى روى مىگردانند ، و در هر چيزى راه تعبّد به ظواهر شرع به معنى بس كردن به اخبارى كه در كتابهاى مورد وثوق وارد شده پيش مىگيرند ، آن هم با جمود بر ظواهر آن اخبار و آنگاه مبالغه و زياده روى در اين ادّعا كه همهء آن اخبار ، با همهء اختلافى كه در آنها هست ، قطعا از جانب معصوم صادر شده است . سپس در غلوّ از اين هم فراتر رفته مىگويند كه ظواهر قرآن را به تنهائى بدون رجوع به اخبارى كه وارد شده نبايد اخذ كرد . پس از اين ، علم اصول را بكلَّى رد مىكنند به اين ادّعا كه همهء مبانى آن عقلى است و مستند به اخبار نيست ، و در هيچ چيز اعتماد و تكيه به عقل روا نيست ، و آنگاه اجتهاد و جايز بودن تقليد را ردّ و انكار مىكنند . بدينگونه انديشهء فرقهء جديد اخباريّه پديد آمد و نخستين كسى كه به آن دعوت كرد يا در اين دعوت غلوّ نمود امين الدّين استرآبادى متوفّى در سال 1033 است . سپس شخص ديگرى براى اين جنبش پيدا شد كه در فقه مقام والايى داشت و او صاحب « حدائق » است كه قبلا از او ياد كرديم . و اين شخص دوم - هر چند از شخص اوّل و امثال او معتدلتر بود - مىرفت كه بادست او تحوّل گرايش فكرى در ميان طلاب علم در كربلا به گردن نهادن به خطَّ فكرى اخباريّه منتهى شود . هنگامى كه انديشهء اخباريّه به اوج خود رسيد ، در كربلا پرچمدار علما شيخ وحيد بهبهانى ، كه درباره اش به حق گفته‌اند : كه در آغاز قرن سيزدهم نو كنندهء مذهب [ شيعه ] است ، ظهور كرد . اين عالم بزرگوار سخنورى ماهر و مجاهدى آگاه بود ، و با مؤلَّفات خود و به وسيلهء احتجاجات شفاهى تند خويش با علماى اخباريّه - كه نمونه هائى از آنها در كتاب « فوائد الحائريّة » و ديگر رسائل وى نقل شده است - و نيز از طريق دروس پر ارزش خود براى شاگردان بسيارى كه داشت ، يورشى سخت بر اخباريها برد . وى تطوّرى در علم اصول پديد آورد و آن را از